انصافاْ، خداوکیلی چرند تر از این بازی های المپیک چیزی تا به حال دیده اید؟ یک مشت آدم بیکار به اسم ورزشکار از پرت ترین نقاط دنیا که معلوم نیست از چه دین و مسلکی هستند دوهفته و چند روز آن هم در بلادی که امت اش اهل هیچ کتابی نیستند و هنوز به نور اسلام منور نگشته اند، کلی آدم ( ازجمله همه جهانیان) را سر کار می گذارند تا مثلاْ قهرمان کایاک دونفره و کبدی پنج نفره و زبانم لال استغفرالله شنا و شیرجه خانم ها ( آن هم با لباس هایی که برجستگی های بدنشان را نمایان می کند) مشخص شود.به شکر خدا معلوم هم شد که قسمت هایی از مراسیم افتتاحیه هم خالی بندی و از پیش برنامه ریزی شده بوده و این همه فشفشه ای که می توانستند برای دهه فجرشان نگه دارند را اصراف کردند.حالا ببینید کی گفتم بعد ها معلوم می شود که طلایشان هم طلای اصل نیست و سرب و تیراهن نبشی را بجای طلا قالب کرده اند.می داننید که دین و ایمان درست و حسابی که ندارند.خوب این وسط دیگر معلوم است که ورزشکاران ما انگیزه ای پیدا نمی کنند تا توانایی هایشان را به رخ حریفان بکشند.تازه به این اضافه کنید جهانیان که از پیشرفت های روزافزون ما چشمشان چهارتا شده بود، زورشان به ورزشکاران ما رسید که چشمشان بزنند تا مدال نگیرند.بدتر از آن آب روغن قاطی کردن آپاندیس شناگرما درست در لحظه پرافتخار شیرجه زدن در آب بودکه نتیجه اش مدال درو کردن شناگرنمایی به نام مایک فلپس شد.حالا اصلاْ غصه نخورید چرا که با قهرمانی در فوتبال غرب آسیا و پیروزی بر حرفانی چون فلسطین و لبنان و تشکیلات خودگردان و منتخب کرانه غربی رود اردن و ... کل اخبار المپیک را تحت الشعاع قرار داده و نگاه جهانیان را به خود معطوف کردیم.در ثانی امید است که با اعزام همین تیم المپیکی مان ( که ظاهراْ ۸میلیارد از بیت الملا مصروف غرورآفرینی هایشان شده است ) به احتمال زیاد در مسابقات پارا المپیک مدال بیشتری از المپیک کسب خواهیم کرد.

نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند
«باید ادامه داد، من نمیتوانم ادامه بدهم، باید ادامه داد، باید، تا زمانی که کلماتی هست، کلماتی بر زبان آورد، باید این کلمات را آنقدر گفت تا مرا بیابند، تا مرا بگویند ...» [فوکو]
مواقعی از زندگی هست که بار سرگشتگیام را از مغزم به دست راستم جریان میدهم. مینویسم تا اندوه، که نه، آن نقطهی آغازین درد و تاریکی، با لرزشهای خفیف دستم خود را بزایاند. تا من جوابی باشم، گشوده به روی خویش، که دستی از غیب برآورده میکندم. تا فتح شوم و از لابلای گفتارم شکفته گردم. با نوشتن میخواهم خود را بیابم. تا در همآغوشی غوغای کلمات بارور شوم، که پس از آن قابلهی من مرا بزایاند، که خویش را عریان به روی خویش ببینم، که زاده شوم، که نوری باشم بر سیمای خویش، که من خود جواب خویشم.
آنتونیو باندراس در اثر سترگ خود "الابنیه عن حقایق الادویه" آورده است از کچلی پرسیدند: "دوست داری مانند همه مردمان دنیا مو داشته باشی؟" جواب داد:"نه" مجداداْ پرسیدند :"دوست داری بقیه مردم دنیا مثل تو کچل باشند؟" جواب داد: "نه" دست آخر پرسیدند: "پس چه دوست داری؟" جواب داد: "دوست دارم همه مردم دنیا کچل باشند و من مو دار." خوزه مورینیو مورخ و شرق شناس انگلیسی حکایت فوق را خاستگاه شعر معروف " من کچلم تو مودار..... " دانسته است.
عارضم به حضور با سعادتان که تاکید جوانفکر مشاور رئیس جمهور بر بهبود روزافزون وضعیت معیشتی مردم، آغاز قریب الوقوع انتشار روزنامه خورشید با هدف سفید نمایی برخی فعالیت های سیاه نمایی شده دولت توسط گروهی از رسانه نما ها، تخم گزاری خروس در نیشابور، کشف ۱۵۲هزار گوریل در آفریقا، کشته شدن ۱۲۳ نفر در هند زیر دست و پا، کشف بقایای خزنده سه متری ۲۵۰ میلیون ساله، استقبال از فیلم سنتوری در جشنواره زردآلوی طلایی، اعلام بدپوشی زنان به عنوان مهم ترین عامل تصادفات رانندگی، واگذاری رسمی تیم پیکان به استان قزوین با دستور رئیس جمهور،افزایش نرخ تورم به ۲۱.۵٪ ، تاکید دبیرشورای فرهنگ بر زیبا بودن آغاز زندگی مشترک در آپارتمان ۳۰ متری، شنای یک کوهنورد زن ۵۰ ساله در دریاچه یخ زده سبلان، تمایل برخی نمایندگان مرد برای عضویت در فراکسیون زنان، مخالفت صفارهرندی با جریان آزاد شایعات، ازدواح مرد ۳۵ ساله با دختر ۷ ساله، تاکید سردبیر رسالت بر وجود آزادترین مطبوعات جهان در ایران، تدوین آیین نامه اجرایی بهینه کردن حضور زنان در سینمای ایران، پدرشدن پیرترین مارمولک جهان، اعلام محتکر بودن دارندگان خانه خالی، جاسازی بمب در خربزه در افغانستان و شکوفه کردن گیلاس و آلوچه در کلاردشت.
دو شب پیش تصمیم گرفتم خودم را خلاص کنم.زمینه و امکاناتش هم فراهم شد.فاصله چندانی هم با عملی کردنش نداشتم.اقدام هم کردم.حتی پستی هم برای خداحافظی از دوستان نوشتم.اما در آخرین لحظات باز هم نشد.هنوز زندگی زورش بیشتر است.بدشانس بودم یا خوش شانس، نمی دانم.دو روز است که احساس می کنم از آن دنیا آمده ام.تجربه نافرجام جالبی بود.با این بار شد ۲ بار.می گن تا ۳ نشه بازی نشه.اگر بار سوی باشد...
همه چیزم از آن غیر است.
غیر نیز آنگاه که با ایشانم مرا رخصت بخشش میدهند.
گاهِ با ایشان بودن، به وسعت یک شکم زادن است.
حالا، اندوه من نه از کثرت بخشیدن، که از ناتوانی بیغیر بودن است.
دارم زور میزنم که چیزی بگویم برایت. خوشحالم میکند که چیزی برایت بگویم. به تو تعلق میگیرم، وقتی چیزی دربارهات میگویم. دوست دارم به تو تعلق بگیرم. دوست دارم مال تو باشم. بیا! مال تو، من.
وقتی از تو میگویم، ذهنها را با خودم و خودت، تنها میکنم. تو حتی اگر نخواهی با من تنها میشوی، وقتی از تو میگویم. از تو میگویم، بلند بلند میگویم، تا با تو تنها شوم. با تو تنها میشوم، وقتی از تو میگویم.
بگذار نسیمی از جانبت بتازد. من روی نسیمات مینشینم، با بوی تو همراه میشوم. به بوی تو تعلق میگیرم. که من دوست دارم به تو تعلق بگیرم. از نسیمت، از بوت، چیزی به جانبِ من بوز، مرا همراه من ببر. که من دوست دارم در خیالم همراه تو با من بروم، تو را با خود ببرم.
دارم تقلا میکنم که چیزی بگویم. در چیزی که با تقلا زاده شود، فریبی نهفته است. این را همهی ذاتهای پاک میدانند. اما نه فریبی دارم، نه ذاتِ پاکی، که من، حالا، دوست دارم که تقلا کنم، تا برای تو چیزی بگویم. من تقلا کردن برای تو را دوست دارم.
حیف است؟ زبان به کام گرفتن، ارجح است؟ بگذار باشد. من، حالا زبان به کام، که نه، به دست گرفتهام که برای تو بگویم، که دارم زور میزنم برای تو بگویم، که تو را بگویم. تو کیستی؟ چه نام قشنگی داری. «تو»، زیباترین نام عالم است، وقتی کسی خطابت میکند. «تو»، عین خودت، ملغمهای از صمیمیت و ابهام است، وقتی کسی به آن میخواندت.
دارند نگاهم میکنند. باید از تو گفتن را شرمگین بگویم. همانها که در ذهنشان مرا با تو تنها میگذارند، دارند نگاهم میکنند. تو اما نباش، که من هستم و خوشحالم میکند که برایت بگویم؛ تو آنچه خواستمی، که تقلا کردم، تا بگویم. اینها مال زمانی باشد که میگویی چیزی بگو، و من چیزی برای گفتن ندارم، جز همین تقلای بی دست و پا که گفتم.
پشت یک کامیون دیدم نوشته بود: "دشمنی بالاتر از اولاد نیست شاخ گاوی شاخ تر از داماد نیست"
عرض شود در هفته گذشته:اعلام رضایت رئیس سازمان جوانان و معاون رئیس جمهور از سن کنونی ازدواج جوانان، خودکشی دانشمند عامل سیاه زخم در آمریکا، تولید ماستی موثربرای پیشگیری از سرطان، درخواست نماینده مسجد سلیمان برای توجه به سلامت روحی کاندیدا های ریاست جمهوری، تاکید مدیر کل حوزه استان آذربایجان غربی بر بی نظیر بودن بوسه رئیس جمهور بر دست یکی از استقبال کنندگان، تکذیب حضور زننده دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در بزم شبانه در انگلیس، مشخص شدن قهرمان تفنگ بادی مردان، گزارش خبرگزاری مهر درباره امکان مفتی شدن زنان در عربستان، برگزاری کلاس یوگا ویژه سگ ها در آمریکا با نام دوگا، کسب دان ۷ کاراته توسط علی آبادی، لغو همایش تهاجم فرهنگی به غرب، کاهش هزار سال از قدمت مونالیزای سومری، ممنوعیت نشستن خانم های مانتویی در سه ردیف اول تالار وحدت،کشف طعم های مختلف شیر مادر، خشم سیاستمداران ایتالیایی از مافیایی خواندن پارلمان این کشور از سوی روزنامه کیهان، کشف فسیل حشرات ۱۱۰ میلیون ساله و اعلام قدمت ۳۷۰۰ ساله شکلات.


